| زن به دنيا نميآيد، زن ميشود |
|
|
|
| دستنوشتهها - حقوق بشر و صلح |
| شنبه ، 23 شهریور 1387 ، 03:56 |
|
پس از چندي دوري از موضوع حقوق زن ميخوام دوباره يه متن بنويسم. آهنگ فريناز (خوانندهي گروه انتقام) به نام «به نام زن» انگيزه رو داد كه بنويسم. اما پيش از اون، از اين خواننده مينويسم.
يه نكته رو بايد بگم و اون جملهي معروف نويسندهي كتاب «جنس دوم» (سیمون دوبوار) هست كه ميگه: «زن به دنيا نميآيد، زن ميشود». چيزي جز اين نيست. روزاي نخستي كه مجلهي هستيا (موضوع حقوق زنان) چاپ ميشد يه خانم دانشجويي با عصبانيت به سمت من اومد و گفت: «حقي از ما ضايع نشده. اگر هم شده باشه نيازي به وكيل و وصي نداريم». چي بايد ميگفتم. چه بايد ميكردم. ياد جملهي دوست خوبم و يكي از فعالهاي حقوق زنان (مريم بهرمن) افتادم كه دربارهي روند فعاليت كمپين يك ميليون امضا (تغییر برای برابری) ميگفت: «اين كار كمپين مثل اينه كه يه سري آدم كه سالهاست خوابند رو با سر و صداي زياد از خواب بيدار كنيم و بهشون بگيم بدويد. اونا هم به سرعت ميدوند اما آخرش چي؟» راست ميگه. اين جريان بايد به آرامي توي بطن وجودي هر مرد و زني شكل بگيره. حقوق زن متاسفانه با توجه به آموزههاي ديني پربار و فرهنگ سرشاري كه داريم در حد يه شعار باقي مونده و بدتر از اون اين نابرابري يه موضوع فراگير (اپيدمي) شده. اكنون توي مرحلهي از خواب برخواستن ناگهاني هستيم و نتيجهاش ميشه واكنش اون دختر دانشجو. مسئلهي زن و حق و حقوق اون رو من نبايد بخوام. اين رو خودش بايد بخواد، نه من. برگرديم سر جملهي سيمون دوبوار: زن تا وقتي توان درك اين نابرابري رو نداشته باشه، ازش راضي هست. بايد آهسته و با دليل اون رو با حق و حقوقاش آشنا كرد.نبايد فراموش كرد كه حق و حقوق اون رو نه من و نه هيچ مرد ديگهاي نبايد به اون بديم. اون خودش بايد بخواد...
|












