Ali Nikooee (namnamir) in Twitter Ali Nikooee (namnamir) in Facebook Ali Nikooee (namnamir) in Google Reader Ali Nikooee (namnamir) in Flickr Ali Nikooee (namnamir) in Feedburner Ali Nikooee (namnamir) in Friendfeed Ali Nikooee (namnamir) in Youtube Ali Nikooee (namnamir) in Yahoo answers
دست‌نوشته‌ها
پهلوان و گود و لنگ و ... مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
سياسي
پنجشنبه ، 13 تیر 1387 ، 06:36

چند ماه هست كه پست‌هاي الكترونيكي‌اي از تارنمايي به نام توحيد دريافت مي‌كنم. به نظر مي‌رسه كه وابسته به رئيس‌جمهور نخست ايران هست (ابوالحسن بني‌صدر). بني‌صدري كه خلع شد و نماند. رفت. شايد هم گريخت اما نه تنها رفت با مردي هم‌پيمان شد كه اكنون رهبر سازمان مجاهدين خلق است )مسعود رجوي). چرا رفت؟ چرا چنين هم‌پيماني‌اي؟ هم‌پيماني‌اي كه... بله شوراي مقاومت ملي. محل جمع شدن برادران و ياران انقلاب دهه‌ي 50 و مخالفان سرسخت دهه‌ي 60 همان انقلاب. كساني كه تا پيش از انقلاب سختي‌هاي زيادي را براي يه نتيجه رساندنش كشيدند و ... اما چون بچه‌هايي قهر كردند و رفتند. رفتن آن‌ها به مانند رفتن بازرگان نبود بلكه از حالت انفعالي به حالت تهاجمي روي آورد و به سان پهلوانان!!! خارج از گود مي‌خواهند كه مردم سپر بلادي زياده‌خواهي‌هاي آن‌ها باشند. رجوي‌ و حزب فراگير!!! و دوگان‌ (پارادوكسيكال) وي به جاي رفتار مدني دست به رفتارهايي كودكانه‌اي زدند كه به‌خاطر دعواي پدر/مادر بچه‌ي همسايه و پذيرفته نشدن توسط بچه‌هاي محل به شكستن شيشه‌ي خانه‌ها مي‌پردازند و با افتخار اعلام كردند كه «سازمان مشي مسلحانه‌ي (كه آن را معادل عمل‌گرايي مي‌خواندند) از سرخواهد گرفت». مقاله‌ي «چند رئيس‌جمهور در يك شورا» مجله‌ي شهروند امروز/ نوشته‌ي رضا پارسا در اين باره جالب است. بخوانيد...

اما جالب‌تر سخنان رئيس‌جمهور نخست است كه مغزي فسيل‌ شده دارد و خوشحالم كه مليت خود را تغيير داد تا نخواهم حداقل تا بيست و چند سال ننگ حماقت رئيس‌جمهور بي‌تدبير را به دوش بكشم، هرچند كه خر ما از كره‌گي دم نداشت. فكر مي‌كنم زماني مشكل‌هاي جامعه‌ي ما حل مي‌شود كه تمامي فرزندان و پدران انقلاب دار فاني را وداع گويند و دست از سر اين كشور بردارند و بگذارند كمي نفس بكشد. دوست دارم تمام پدران و مادرانمان را بكشم كه بزرگ‌ترين افتخارشان اين نباشد كه ما در اين رژيم شناسنامه‌مان را سياه نكرديم و فقط اشتباه كرديم كه به «جمهوري اسلامي» راي داديم و ... . اين‌ها وقتي بزرگ باشند يا بشوند و توپشان/عروسكشان را از دست دهند بهتر از بني‌صدر و رجوي و پهلوي و ... نمي‌شوند اگر هم حرفشان قالب باشد كه نيازي به مثال زدن نيست، حكومتي‌هاي خودمان نماد بارزشان هستند. بگذريم. بخوانيد كه رئيس‌جمهور نخست چه‌ها گفته است (نقل قول مستقيم و بدون ويرايش از شماره‌ي 700ام نشريه‌ي هجرت):

1. «خبر ترس رژیم را از جمعیت و وجود حکومت نظامی اعلان نشده را پیش از این به اطلاع خوانندگان خود رسانده ایم. شدت نارضائی مردم از جمله بخاطر گرانی، این ترس را بیشتر کرده است . به ترتیبی که رژیم بخشنامه ای صادر کرده و در آن، کنسرت های موسیقی را تنها در اماکنی مجاز دانسته است که محصور باشد و گنجایش بیشتر از 500 نفر را نداشته باشد.»

2. «در 30 سال گذشته هیچ وقت وضع مانند امسال نبوده است.  اوضاع به شدت خراب است »

3. «در باره پول های فروش نفت و نرفتن آن به حساب بانک مرکزی و در اختیار احمدی نژاد قرار گرفتنش و تاثیر « پول ریختن توی دست و پای مردم » بر گرانی، از جمله  گرانی مسکن، پیش از این ، در انقلاب اسلامی، خبرها و داده ها از نظر خوانندگان گذشته اند . و اینک این خبر انتشار می یابد که 32 هزار ميليارد  تومان از درآمد نفتي به خزانه واريز نشده است!»

4. «تردیدی نیست که نام بنی صدر در ردیف اول لیست 600 نفری قراردارد که سازمان ترور رژیم تهیه کرده است.»

5. «در این آشفته بازار، سازمان ترور رژیم می خواهد دست به ترورهائی در خارج از کشور بزند و آن را به گردن موساد و سیا بیاندازد و این طور ادعا کند که هدف از این ترورها جو سازی برای حمله نظامی به ایران است . در عین حال، اخطاری هم هست به کشورهای اروپائی که حواسشان باشد رژیم شبکه ترور خود را در این کشورها دارد و می تواند ضربه های سخت وارد کند.»

6. «تحقیق ستاد حقیقت یاب دانشجویان حاکی است که « وزیر » واواک دروغ می گوید و سازمان دهندگان انفجار حسینیه عواملی در درون رژیم بوده اند» (به نظر مي‌رسد كه منظور از واواك، «وزارت اطلاعات و امنيت كشور» است)

7. «کشوری که به لحاظ دارا بودن منابع نفتی در مکان چهارم جهان قرار دارد و به دلیل وجود منابع گازی در مقام دوم کشورهای دارای ذخایر گازی در جهان  است کارگرانش به دلیل فقر مالی  دست به خودکشی میزنند. در همان حال ، رانت خواران نیمی از تولید ناخالص داخلی را می برند و بخشش های رژیم به عمله استبداد در داخل و بابت « استقرار نفوذ » در منطقه، اندازه نمی شناسد.»

8. «آيت الله بهاءالديني(رض)هرگزاجازه نمي دادند كسي دست ايشان راببوسد اماپس ازمدتي مانع بوسيدن دستشان نشدند. ازايشان دليل اين تغيير شيوه سوال شد كه ايشان فرمودند:درخدمت آقاصاحب الزمان بودم وخواستم دستشان راببوسم كه آقااجازه ندادند وقتي دليل اين كارراپرسيدم ايشان فرمودند:چرانمي گذاري ملت دستت راببوسد؟" به این ترتیب روحانیت موفق شد در سه دهه جامعۀ ایرانی را به سقوط معنوی بکشاند و خدا و دین و ارزشهای انسانی را به خرافات و فساد و بت پرستی برساند.»

9. «نظام  مافیایی ولایت مطلقه فقیه با استبداد فساد گسترش از اداره امور وامانده و کشور را با خطرات جدی مواجه کرده است. امروزبا گسترش جنبش های اعتراضی  گارگران،فرهنگیان،زنان و جوانان، نیاز به فکر راهنما محسوس است. از این رواست که بخصوص نزد قشر دانشجو، فکر راهنمای جنبش های صد ساله اخیر ایران یعنی استقلال وآزادی در حال تبدیل شدن به  فکرمحوری اعتراضات است. مردم  منشاء عمده نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و گسترش فساد در جامعه را استبداد میدانند از سوی دیگر سران نظام جمهوری اسلامی میدانند که اگر این جنبش ها  سازمان یافته و بهم پیوسته و جهت بیابند مهار آنها غیر ممکن خواهد بود و با سرنگونی استبداد خواست صد ساله جنبش های مردم ایران عملی و ایرانی آزادی و ایران استقلال می یابد لذا همه کار میکنند تا چنین نشود.»

و ...

Bookmark with:

Deli.cio.us    Digg    reddit    Facebook    StumbleUpon    Newsvine
 
چراغ‌خاموش ممنوع مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پراكنده
چهارشنبه ، 12 تیر 1387 ، 20:27
يه تارنما پيدا كردم كه كار جالبي رو انجام مي‌ده. تمام شناسه‌هايي (ID) كه به صورت چراغ خاموش (Invisible) مي‌چرخن رو گير مي‌اندازه. ايده‌ي جالبي هست كه يه جوان خلاق ايراني اون رو پياده كرده. بايد به شروين خالق‌جو تبريك گفت. مي‌تونيد از اين‌جا شناسه‌ي هر كاربري رو وارد كنيد و وضعيت اون رو ببينيد...

Bookmark with:

Deli.cio.us    Digg    reddit    Facebook    StumbleUpon    Newsvine
 
Sohrab Razaghi مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
جامعه‌ي مدني
چهارشنبه ، 12 تیر 1387 ، 18:19

Dr.Sohrab Razaghi has been captured at last night.
He is director of the ICTRC(Volunteer Actors). He has interdicted to study before this....

How many forces CSO members in Iran must tolerate???!!

Bookmark with:

Deli.cio.us    Digg    reddit    Facebook    StumbleUpon    Newsvine
 
مثلث خودمشغولی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پراكنده
پنجشنبه ، 13 دی 1386 ، 21:30

وقتی که به دنیا می‌آییم فقط از خودمان آگاهیم و خود را تمام جهان می‌دانیم. درک ما از اطراف، فقط چیزی در حد نیازهای اصلی‌مان است که اگر برآورده شوند کاملاً راضی می‌شویم. به تدیریج که آگاهی ما فزونی می‌یابد، متوجه دنیایی خارج از خودمان می‌شویم: آدم‌ها، مکان‌ها و چیز‌هایی که احتیاج‌های ما را برآورده می‌کنند. در این مرحله ما از گوناگونی و تفاوت‌ها آگاه می‌شویم که در نهایت در ما ایجاد سلیقه و ترجیح می‌کند. ما یاد می‌گیریم که بخواهیم و انتخاب کنیم. این با ما نقطه‌ی مرکزی و محور جهانی شده‌ایم که دائماً در حال بزرگ‌تر شدن است و انتظار داریم که تمام انتظارات و خواسته‌هایمان را برآورده کند. منبع خشنودی و رضایت ما از شکل نیازها و خواسته‌های غریزی‌مان -که به گونه‌ای معجزه‌آسا در کودکی ارضا شده است- در آمده و تبدیل به ارضای هوس‌ها و خواسته‌های جدید ما می‌گردد.

اغلب کودکان به تدریج به این حقیقت پی می‌برند که دنیای خارج قادر نیست که تمامی خواسته‌ها و احتیاجات آن‌ها را برآورده کند و بدین جهت خوشان –با کوشش کردن- شروع به تکمیل و بهتر کردن چیزهایی که به آن‌ها داده شده، می‌کنند. به تدریج که وابستگی به آدم‌ها و مکان‌ها و چیزهای دیگر کم می‌شود، نوجوان، اتکا به خود را فرا می‌گیرد. خودکفایی افزایش می‌یابد و می‌آموزد که خوشحالی و رضایت آن‌ها از درون و سعی خودشان سرچشمه می‌گیرد. با گذشت زمان، عواطف آن‌ها رشد می‌کند و توانایی‌ها و نقاط ضعف و محدودیت‌های خود را پذیرا می‌شوند. معمولاً زمانی فرا می‌رسد که آن‌ها برای آن دسته از احتیاجاتشان که از عهده‌ی خودشان بر نمی‌آید خواستار کمک از نیروی برتر می‌شوند.

برای همه‌ی آدم‌ها «بزرگ شدن و رشد» یک امر طبیعی است اما ما در نیمه‌ی راه گیر می‌کنیم و به نظر می‌رسد که هرگز از مرحله‌ی خود مشغولی کودکی کاملاً گذر نمی‌کنیم... ما به دنیای اطرافمان متکی می‌مانیم و از پذیرش این که همه چیز به ما داده نمی‌شود امتناع می‌کنیم. ما خود مشغول می‌شویم و احتیاجات و خواسته‌هایمان از دیگران مبدل به تحمیل و عصیان می‌گردد و به جایی می‌رسیم که سرخوشی و رضایت برای ما غیر ممکن می‌گردد. آدم‌ها و مکان‌ها و جیز‌ها دیگر نمی‌توانند خلا درونی ما را پر کنند و به همین دلیل ما با رنجش و عصبانیت و ترس واکنش نشان می‌دهیم.

رنجش و عصبانیت و ترس مثلث خودمشغولی را به وجود می‌آورند. تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند. خودمشغولی منشا عدم سلامت عقل ما است. رنجش واکنش ما در برابر گذشته‌مان است. از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم. از سوی دیگر عصبانیت روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است. ترس احساسی است که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم و به بیان دیگر واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است. هر سه‌ی این احساس‌ها عوارش خودمشغولی است. این واکنش‌ها در مقابل آدم‌ها و مکان‌ها و وقایع گذشته و حال و آینده زمانی ظاهر می‌شود که انتظارات ما از آن‌ها برآورده نشود.

ما می‌توانیم از خودمشغولی رهایی پیدا کنیم و پذیرش را جایگزین رنجش، عشق را جایگزین عصبانیت و ایمان را جایگزین ترس کنیم. ما دچار نوعی بیماری هستیم که در انتها ما را مجبور به کمک خواستن می‌کند. خوش اقبالی است که برای ما فقط یک را وجود دارد. باید مثلث خود مشغولی را متلاشی کنیم. یا باید رشد کنیم و یا خواهیم مرد.

پ.ن:

از برشور IP NO.12 انجمن معتادان گم‌نام با کمی ویرایش و خلاصه کردن. جمع جالبی هست. کلی آدم که اومدن تا یه بیماری بزرگ رو بر طرف کنن اما نا به دوا و دکتر و ... با فکر. با تمرین و با اراده. انجمنشون جهانی هست. توی ایران هم شعبه دارن. خوشحالم که بعد از چند سال فعالیت به جایی رسیدن که حتا تو روستاها هم جلسه می‌ذارن و خیلی‌ها رو از بند اعتیاد که یه بیماری روانی هست نجات می‌دن. من خیلی از برشورها و جزوه‌هاشون رو می‌خونم. تو زندگیم به درد می‌خوره.

Bookmark with:

Deli.cio.us    Digg    reddit    Facebook    StumbleUpon    Newsvine
 
شعر آلماني مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پراكنده
سه شنبه ، 20 آذر 1386 ، 21:30
تو

شوخی شوخی به من نگاه کردی

اما من

جدی جدی عاشق تو شدم...

 

بچه ها

شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می زنند

اما قورباغه ها

جدی جدی می میرند...

 

پ.ن:

ماله یه شاعر آلمانی هست. اسمش رو نمی دونم. راستش بهم گفته بودند که یه شعر ژاپنی هست که زویا پیرزاد اونو ترجمه کرده ولی بعدها توی لیست کتابای نشر چشمه پیداش کردم ولی حیف که چاپش تموم شده و متاسفانه تجدید چاپ هم نمی شه....

Bookmark with:

Deli.cio.us    Digg    reddit    Facebook    StumbleUpon    Newsvine
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 6 از 13